Beautiful Minds
7 December 2005 – 15 March 2006
Beautiful Minds
Captures the spirit of Nobel achievement
Taking its title form the film A Beautiful Mind, the 2001 hit movie starring Russell Crowe about the life of Nobel Laureate John Nash, the British Library’s exhibition Beautiful Minds is designed to capture the spirit of Nobel achievement.
Alfred Nobel, the sponsor of the eponymous Prize, was both a creative genius and an idealist. A prolific inventor with more than 300 patents to his name (including dynamite!), he left an enduring legacy in 1896 when he established a fund that would award prizes annually in five fields: physics, chemistry, medicine, literature and peace. A sixth field, economic science, was added in 1969.
Beautiful Minds presents 30 Nobel Prize laureates, including Nelson Mandela, Martin Luther King Jr, Francis Crick and James Watson, Alexander Fleming, Marie Curie and Samuel Beckett.
Come and Explore the winners’ professional stories through film, newsprint, sound recordings and interactive displays. Find out about the nature of their remarkable achievements, and what motivated them. The exhibition will celebrate not only individual achievement, but also the ‘milieux’ in which such endeavours were realised in places such as Paris, Vienna, Cambridge and Tokyo.
The British Library
96 Euston Road
London NW1 2DB
T: 020 7412 7332
Tube and Rail: Kings Cross/ St Pancras
Buses: 10, 30, 73, 91, 205, 390, 476
Public Opening Hours
09.30 – 18.00 Mon, Wed, Thu and Fri
09.30 – 20.00 Tue
09.30 – 17.00 Sat
11.00 – 17.00 Sun and Bank Holidays
ذهنهای زیبا
از فروشگاه کتاب و هدیه کتابخونه بیرون میآم٬ وارد فضای نمایشگاه میشم٬ سمت راستم چارتصویر تمام قد میبینم از چهار برنده جایزه نوبل.
سمت چپم شش تا ستون شیشهای میبینم که وسطش مانیتوری هست که تصاویری مختلف از آدمهایی توش عوض میشه...
جلوتر که میرم یه دفعه صدای چرخ دندههای دستگاه عجیبی رو میشنوم که منو یاد کارتون پروفسور بالتازار میاندازه.
استوانهای است که از بالای اون عکسهایی مثل پرده آویزونند و یکی یکی به آرومی روی یک ریل جلو میان ... میایستم به تصاویر روی پرده نگاه میکنم که میان و میرن ... یه دفعه تصویری آشنا میبینم! ویسواوا شیمبورسکاست! و یاد ایونا میافتم که او اولین با مرا با او آشنا کرده بود و بعدها گزیده اشعار او را از لهستانی به فارسی برگردانده بود.
توی این افکار هستم که متوجه میشم توی این فاصله ده تا تصویر دیگه هم با اون صدای قِر و قِر خاص این دستگاه عجیب٬ گذشته. یاد گذر عمر میافتم ... خیلی از این آدما که تصاویرشون اینجا آویزونه الآن کجا هستند؟!
وسط این فضای استوانه ای٬ یک میزهست که روش با ظرافت تمام وسایلی چیده شده و وسط این میز یک مکعبه٬ که روی هر وجهش یک فیلم در حال نمایشه... چهره دالایی لامای معروف چهرهای آشناست که در حال جایزه گرفتنه. هنوز مبهوت این اختراع بالتازاری هستم. که توضیح کنار استوانه رو میخونم. در مورد عناصر چهار وجهی میز یک توضیحی نوشته: اینکه چهار٬ نماد چهار جایزه نوبلی است که توی سوئد داده میشه: فیزیک٬ شیمی٬ طب و ادبیات. چهار سمبل چهار فصل طبیعت٬ چهار رنگ اصلی و چهارتا شکل اصلی هندسیه.
به این فکر میکنم که نمایشگاههای قبلی اینجا اینقدر جذبم نکرده بود٬ گرچه انتخاب موضوعاتشون برام همیشه نمادی از خلاقیت بود.
کمی اونطرف تر که نگاه میکنم٬ عکسهایی از آلفرد نوبل رو میبینم ٬دست خطش٬ وسایل شخصیش و داستان اینکه چرا در نوجوانی با خانواده از سوئد به سن پترزبوگ رفتند.....
اطراف این سالن وسایلی توی ویترین با ظرافت خاصی چیده شده٬ از یک جفت کفش زنونه بگیر تا ویلچیر و لباس و مدل مولکولی. که هر کدومش مربوط به یکی از برنده های نوبله.
دوباره بر میگردم به استوانه دوّار خودمون. یک آقای انگلیسی اونجا ایستاده٬ ازش میپرسم که به این وسیله به انگلیسی چی میگن؟
و او توضیح میده که به این میگن کروسل و اون تصاویر هم تصاویر ٧٥٨ نفريه که جايزه نوبل گرفتن که البته ٣٣ تا از اونا خانم بودن. و منو به طرف کامپیوترهایی هدایت میکنه که به وب سایت نوبل پرايز دات ارگ وصلند و تو هر چی میخوای درباره جایزه نوبل بدونی٬ میتونی اونجا پیدا کنی. بر اساس رشته٬ سال٬ نام گیرنده جایزه تنظیم شده. توی سال ٢٠٠٣ میگردم اسم شیرین عبادی رو پیدا میکنم: برنده نوبل صلح.
یک جمله روی دیوار میبینم از پیکاسو: "من نمیجويم بلکه میيابم".
درحالیکه احساس میکنم مغزم زیادی ا.ت. پ مصرف کرده میام بیرون٬ فکر میکنم علتش صبحونه نخوردنه... حسابی گرسنهام طبق معمول. میرم توی رستوران کتابخونه میشینم و غذایی انتخاب میکنم که شبیه پوره سیب زمینیه و بعضی شبا که حال شام درست کردن ندارم اینو درست میکنم ولی خوب اینجا با یک شکل و شمایل بهتر از اون چیزی که من میپزم عرضه میشه.
و به این فکر میکنم که اینجا چه جوری اقتصاد و تکنولوژی و فرهنگ رو با هم پیوند میدن؟!
فضای زندهای که کتابخونه بریتانیا داره آدمو جذب میکنه که به بهانهای بیاد اینجا و یا همتای اون٬ موزه بریتانیا که تازه بعد از ساعت بازدید مردم٬ تا ١٠ شب کلاسهای شبونه داره و گهگاه گردهماییهای خاص شبانه و اگه دستشون میرسید احتمالا ١٠ شب به بعد رو هم از اون فضا استفاده میکردن...
و ديگه اينکه شنبه خوبی داشتم : )